ميرزا مهدى نواب طهرانى

57

دستور الأعقاب ( فارسى )

بسيار گرد آورد : گر تو شاهد در ميان آيى چو شمع * مبلغى پروانه‌ها گرد آورى به خدمت ركن الدوله شهزاده على نقى ميرزايش بداشتند . به غايت مطبوع افتاد و مقبول واقع گشت . با آنكه مالك آن ملك بود ، مملوك مفلوك واقع شد كه گفته‌اند : عشق شاه را بنده مىكند * حسن بنده را ميدهد شهى از مؤيدات بخت و موافقت تحت ، صفاى رويش را چون تيرگى مو در رسيد ديگر برادرش را نوّبت خرّمى در رسيد ، يكى چو رود ديگر آيد به جاى و قس على هذا . برادرانش متواليا به ثمر خوبى و محبوبى همه چون ستاره به دور قمر برسيدند . الحق طرفه عجب بود هريك آسمان حسن را ، ماهى تابان و بوستان جمال را سروى خرامان همه سنبل موى ، غاليه بودى ، خال مشكين ، لعل نمكين كه نمك‌زارى را به كان شكر آميخته و شكرستانى را به عقد گوهر انگيخته ، غنج و دلال را با حسن و جمال جمع داشتند . احدى بر خلاف صواب در قضاياى حاجات از ايشان جوابى نشنيدى ، دشمن و دوست را به عتابى رنجه نداشتندى بر ظاهرى از طلبكاران گرد ملالى نپسنديدندى ، همچنانكه من گفته‌ام : همه سيمين سرين و سيم ذقن * همگى صاد چشم و ميم دهن زر ستانند ليك يك مثقال * سيم بخشند ليك يك خرمن اين طرفه كه حسن خلقت هريك را كه زوال رسيدى قباحت اخلاق به كمال ظاهر آمدى ظلّ سيّال ريحه حرور هرچه اقبال زياده موافق گشتى آن چنان كه عادت ارذال است ذمايم سيرت و ناملايمات